الملا فتح الله الكاشاني

303

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بحجرهء فاطمه عليها سلام آمدند و گفتند يا بنت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله امروز از پدرت حديثى شنيديم كه همه از آن انديشناك شده‌ايم كرم فرما و از پدر بزرگوارت بپرس كه مراد از آن خاص است يا عام فاطمه عليه السّلام نزد آن حضرت آمد و اين حال معروض ميداشت حضرت سلمان را امر كرد تا ندا در داد كه ( الصلاة جامعة ) چون مردم جمع شدند بر منبر رفت و خطبهء بخواند و گفت اى مردمان من شما را گفتم كه هر كه از سه خصلت دور نباشد منافقست يكى آنكه در سخن دروغ گويد دوم در امانت خيانت كند سيم وعده خلاف كند مراد من به اين شما نيستيد بلكه منافقانند اما آنكه در حديث گفتم دروغگويند منافقان نزد من آمدند و گفتند ما به تو ايمان آورديم و به نبوت تو مقريم من قول ايشان را باور كردم حقتعالى دربارهء ايشان فرمود إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ الاية و آنچه گفتم اگر امينش كنند خيانت كند آن نماز است و شرايط آن ايشان در آن خيانت كردند حق تعالى در حق ايشان اين آيه فرستاده كه إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّه وَهُوَ خادِعُهُمْ وَإِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَلا يَذْكُرُونَ اللَّه إِلَّا قَلِيلًا و آنچه گفتم كه در وعده خلاف كنند مراد ثعلبة بن خاطب بود كه نزد من آمد و گفت يا رسول اللَّه لى غنمات و انى مولع بالساعة ) من گوسفند چند دارم دعا كن تا حقتعالى بر آن بركت كند كه من حق خدا و ساير حقوقات واجبهء آن را ادا كنم من دعا كردم حقتعالى او را گوسفند بسيار ارزانى فرمود چون وقت صدقه دادن شد عامل خود را به او فرستادم وى بخل ورزيد و وعده خلاف كرد حقتعالى در حق او اين آيه فرستاد كه وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّه لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِه الى قوله بِما كانُوا يَكْذِبُونَ صحابه چون اين بشنيدند دلخوش شدند و مال عظيم به صدقه دادند و وجهى ديگر در تاويل حديث مذكور آنست كه ممكن است كه مراد حضرت از اين حديث آن باشد كه هر كه مرتكب اين سه خصلت شود بر وجه استحلال منافق باشد آورده‌اند كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله اصحاب را بر انفاق و اعانت در تجهيز لشگر تبوك تحريص فرمود عبد الرحمن عوف چهار هزار درم آورد و گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم هشت هزار درم داشتم چهار هزار درهم از براى عيالان نگاه داشتم و چهار هزار به صدقه دادم و بروايتى چهل اوقيه طلا با چهار هزار درم نزد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آورده رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم او را دعا كرد ببركت و گفت ( بارك اللَّه فيما اعطيت و فيما امسكت ) حقتعالى چندان مال به او داد كه ثمن مال او صد و هشتاد هزار درهم بود و چهار زن داشت هر زن را صد و هشتاد هزار درهم رسيد و همچنين هر يك از اغنياى صحابه مانند عباس و طلحه و سعد عباده و محمد مسلمه و غير ايشان بعضى از اموال خود را آوردند و در آخر عاصم بن عدى صد وسق خرما كه دو هزار و چهارصد من باشد براى تجهيز لشگر تبوك آورد ابو عقيل انصارى و بروايتى علية بن زيد الحارثى صاعى خرما آورده گفت امشب تا صباح به جهت مردم آب چاه كشيده‌ام و دو صاع خرما باجرت به من داده‌اند يك صاع براى عيال خود گذاشته